يهوديان و مسلمانان مي‌پرداخت‌. او يكي از بي‌پرواترين واعظان عصر خود بود، ولي اين گمان‌ وجود دارد كه بسياري از اين موارد تغيير كيش بيش از آن‌كه به قدرت بيان و مجاب‌كنندگي وي‌ مربوط باشد، از ادعاهاي دروغين ناشي شده است‌.
فرانسيسيان در مقام قهرمانان راست كيشي هرگز، قابل قياس با دومينيكيان نبودند؛ شور ديني آنان از نوع ديگري بود و غالباً به تفكرات روحاني مي‌پرداختند. رامون لول خود در زمره‌ٴ فرانسيسيان بود؛ او در تمام عمر سرگرم بازي با افكار تازه بود. او يك ماجراجوي روحاني بود، از نوعي كه دومينيكيان ممكن بود بدان با احتياط خاصي بنگرند، ولي بشريت بيشترين‌ بهروزي‌هايش را مرهون آنهاست‌. راجر بيكن هم فرانسيسي بود و هم يك انگليسي‌. ولي بهتر است به كاتالونيا و سده‌ٴ چهاردهم برگرديم‌. در اواخر قرن‌، يك فرانسيسي مايوركايي زندگي‌ مي‌كرد به نام آنسلمو تورمدا كه گرايشش به مسيحيت ناپايدار بود، چون تأملات ديني نه‌تنها او را به بدعت‌آوري‌، بلكه به ارتداد كشاند. به ميل خود روانه‌ٴ تونس شد، به دين اسلام درآمد و رساله‌هايي در دفاع از اسلام و رد مسيحيت نوشت‌.

3. نومسيحيان يهودي و مسلمان‌

هم‌چنان‌كه از تورمداي مرتد سخن گفتيم‌، بايد چند كلمه‌اي هم درباره‌ٴ دو مرتد ديگر1 يهودي‌ بگوييم (كه معرف گروه گم‌نام و بي‌سروصداي بزرگ‌تري هستند) كه مسيحي شدند ـ مسيحياني‌ دو آتشه‌. اولي كسي بود معروف به جروم پاك‌دين‌، پزشك ناپاپ بنديكتيوس سيزدهم‌، كه فعلاً، او را با يوشع‌بن يوسف لُرقي يكي مي‌دانيم‌. او دو رساله در رد يهوديان نوشت‌. دومي‌، كه در ميان مسيحيان به پُل بورگوسي معروف است‌، نام اصلي‌اش سليمان‌بن اسحاق لاوي بود. ضديت وي با دين يهود از اولي فراتر رفت‌. بايد اضافه كرد كه اين نودينان در ادامه‌ٴ حملات‌ شديد خويش به هم‌كيشان پيشينشان به‌صورت مقاومت‌ناپذيري مبالغه مي‌كردند و مطالب‌ غيرواقعي در مورد دين تازه‌شان مي‌گفتند تا رفتارشان را براي خودشان توجيه كنند و صحت‌ ايمانشان را به سايرين بقبولانند. آنان هميشه در فشار بودند كه پاسخگوي بدگماني‌هاي‌ همسايگانشان و ترديدهاي وجدان خودشان باشند.

4. فرانسه‌

نويسندگان فرانسوي در زمينه‌ٴ امور ديني گروه بسيار كوچكي را تشكيل مي‌دهند. در ميانشان به‌


1 .واژه‌ٴ مرتد درست مانند واژه‌ٴ نودين مفهوم خاصي دارد . هر يهودي كه غسل تعميد بگيرد ، از نظر يهوديان مرتد است و از نظر مسيحي نودين . وقتي كسي‌ دينش را تغيير مي‌دهد ، بايد او را صادق بدانيم ، مگر اين‌كه خلافش ثابت شود . از اين رو ، اين دو واژه را بدون هيچ منظور ناشايستي به كار برده‌ايم .